تلفن

خرید بک لینک
و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله گر دوش نمی خفتی امشب بتری امشب با ماه که همخویم تا روز سخن گویم کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب شد ماه گواه من استاره سپاه من وز ناوک استاره ای مه سپری امشب 292 زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب زان نور همه عالم هر شیوه همی نالم تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی زین عیش همی مانی ای دوست مخسب امشب یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری از ما چه خبر داری ای دوست مخسب امشب بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو قم قد ضحک الورد ای دوست مخسب امشب از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب امشب 293 مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب ای باغ خوش خندان بی تو دو جهان زندان آنی تو و صد چندان زنهار مخسب امشب 294 بریده شد از این جوی جهان آب بهارا بازگرد و وارسان آب از آن آبی که چشمه خضر و الیاس ندیدست و نبیند آن چنان آب زهی سرچشمه ای کز فر جوشش بجوشد هر دمی از عین جان آب چو باشد آب ها نان ها برویند ولی هرگز نرست ای جان ز نان آب برای لقمه ای نان چون گدایان مریز از روی فقر ای میهمان آب سراسر جمله عالم نیم لقمه ست ز حرص نیم لقمه شد نهان آب زمین و آسمان دلو و سبویند برون ست از زمین و آسمان آب تو هم بیرون رو از چرخ و زمین زود که تا بینی روان از لامکان آب رهد ماهی جان تو از این حوض بیاشامد ز بحر بی کران آب در آن بحری که خضرانند ماهی در او جاوید ماهی جاودان آب از آن دیدار آمد نور دیده از آن بام ست اندر ناودان آب از آن باغ ست این گل های رخسار از آن دولاب یابد گلستان آب از آن نخل ست خرماهای مریم نه ز اسباب ست و زین ابواب آن آب روان و جانت آنگه شاد گردد کز این جا سوی تو آید روان آب مزن چوبک دگر چون پاسبانان که هست این ماهیان را پاسبان آب 295 الا ای روی تو صد ماه و مهتاب مگو شب گشت و بی گه گشت بشتاب مرا در سایه ات ای کعبه جان به هر مسجد ز خورشیدست محراب غلط گفتم که اندر مسجد ما برون در بود خورشید بواب از این هفت آسیا ما نان نجوییم ننوشیم آب ما زین سبز دولاب مسبب اوست اسباب جهان را چه باشد تار و پود لاف اسباب ز مستی در هزاران چه فتادیم برون مان می کشد عشقش به قلاب چه رونق دارد از مجلس جان زهی چشم و چراغ جان اصحاب
تلفن...

ما را در سایت تلفن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: mehdi بازدید: 191 تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1392 ساعت: 15:47

صفحه بندی